دست انداز (Jalal-Mohseni-Sh)

من کسی نیستم. تو کیستی؟ اگر تو همانند من، کسی نیستی.پس با هم دو کَسیم.مبادا به کسی بگویی.و چرا که آنان کسی هستند،ما را تاب نمی آورند.چه ملالت بار است کسی بودن.اگر کسی نباشی.همه کس هستی.(امیلی دیکنسون)

ویرگول جاییه واسه نوشتن و خواندن که جدیدا یه آپشنی اضافه کرده که میشه علاوه بر نوشتن و خواندن، گفتن و شنیدم رو هم تجربه کرد، یه سایت ساده که میشه گفت یه شبکه اجتماعی هست بر پایه محتوای متنی
اگه فرصت شد بعدا در موردش مطلبی خواهم نوشت.

به نظر من فعالترین فرد توی شبکه اجتماعی ویرگول شخصی نیست جز دست‌انداز یا همون آقای جلال محسنی. حالا چرا دست‌انداز؟ تا اینجا که یادم میاد خودشون اینطور جواب دادن که: چون همه تو رانندگی با سرعت زیاد حرکت میکنیم و بیشتر به روبرو نگاه میکنیم تا اطراف رو بنابراین به جزئیات،  محیط پیرامون و شاید چیزهای مهمی که در اطرافمون اتفاق می‌افته توجهی نمی‌کنیم، پس دست اندازها یا همون سرعت‌گیر ها باعث میشن ما سرعتمون رو کم و کمی آهسته تر حرکت کنیم، وقتی آهسته حرکت می‌کنیم میتونیم یه نگاهی هم به دور و اطرافمون بندازیم و تو همین نگاه انداختن‌ها ممکنه خیلی چیزها دستمون بیاد که با سرعت زیاد امکانش نبود. حالا آقای دست انداز داره نقش دست انداز رو توی ویرگول برامون ایفا می کنه، سعی می‌کنه در مورد اتفاقاتی که دوروبرمون میوفته و ما ازش خیلی سریع و راحت رد میشیم مطالبی بنویسه و مارو مجبور به فکر کردن در مورد اون اتفاقات بکنه، پیشنهاد میکنم اگه عضو ویرگول نیستید حتما عضو بشید و دست انداز رو دنبال کنید. هم از مطالب ایشون لذت ببرید هم توی مسابقات، چالش‌ها و کمپین هایی که میذاره شرکت کنید.

 

علی بندری

پادکست؟! این دیگه چیه؟
حدود سه‌چهار ساله پیش تازه واژه پادکست رو تو سایت‌ها و وبلاگ‌ها میدیدم و همش تو ذهنم میگفتم “پادکست؟” این دیگه چیه؟ حتما یه کلمه از کلمات قلمبه سلمبه برنامه نویسیه و بهش توجهی نمی‌کردم، همینجوری که زمان میگذشت میدیدم که افراد زیادی دارن در مورد پادکست‌ می‌نویسن حتی اونا که اصلا برنامه نویس نیستن، به خودم گفتم بزار یه بار برم ببینم داستان این کلمه پادکست که اصلا نمیدونستم چیه، چیه.

گوگل رو باز کردم و پادکست رو سرچ کردم یه چندتا فایل صوتی اومد بالا که گوش کردم و چیزی دستگیرم نشد، نمیدونم کجا و چطوری شد که چندتا فایل صوتی به اسم پادکست دانلود کردم و ریختم رو فلش که وقتی تو ماشن هستم گوش بدم، توی اون فایل‌های صوتی یکی میومد داستان تعریف می‌کرد، اولش بی‌توجه گوش می‌کردم اما یواش یواش داستان منو گرفت و دیدم که گوینده چقدر قشنگ داستان رو روایت می‌کنه طوری که هیچکس نمیتونست اونطور قشنگ یه داستان رو برام بگه، بعد از اون با دقت‌ بیشتری پادکست‌های داخل فلشم رو گوش دادم و مشتاق پادکست شدم و من اونجا با واژه پادکست‌ و پادکستر که علی بندری باشه آشنا شدم، از اون روز تا همین الان هم من شنونده پروپاقرص پادکست هستم.

اگه به بخوام پادکست رو به زبون خودم تعریف کنم، باید بگم که پادکست یک شبکه رادیویی شخصی هست با کمترین محدودیت یعنی اینکه هر کسی میتونه یه شبکه رادیویی توی اینترنت راه بندازه و شروع کنه به تولید محتوای صوتی توی هر زمینه‌ای و اون رو منتشر کنه، حتی شما حتی من ، همه میتونیم پادکست خودمون رو داشته باشیم.

اما تا اینجا که من میدونم علی بندری متولد لنگرود و الان ساکن خارج (یادم نیست کدوم کشور) هست. دوتا پادکست به اسم چنل‌بی و بی‌پلاس داره که توی چنل‌بی ماجراهای واقعی که بیشتر جنایی هستن رو روایت می‌کنه و توی بی‌پلاس خلاصه کتاب تعریف میکنه، اول چنل‌بی رو تنها راه انداخت و بعدها تیم تشکیل داد و بعد از جا افتادن شروع کرد به تولید پادکست بی‌پلاس.
اگه تاحالا پادکست گوش ندادید پیشنهاد می‌دم حداقل یکی از اپیزودهای پادکست چنل‌بی یا بی‌پلاس رو گوش بدید.

 

پ ن : اگه فرصت بشه بیشتر در مورد پادکست‌های خوب ایرانی خواهم نوشت.

شاهین کلانتری

اولین پست که قراره بزارم مربوط میشه به یکی از خوش ذوق‌ترین نویسنده‌های فضای مجازی، جناب شاهین کلانتری عزیز
شاهین کلانتری هم نویسنده و هم مربی نویسندگیه که من کارشو خیلی دوست دارم، چون بسیار تعاملی کار میکنه
من همیشه دنبالش کردم از سایت خودش، مدرسه نویسندگی، اینستاگرامش تا پادکست‌هاش
من تصمیم دارم یه کم جدی‌تر، درست‌تر و اصولی‌تر نویسندگی تو فضای مجازی رو ادامه بدم، به خاطر همین هم هست که اولین مطلب این وبلاگ رو در مورد این موضوع نوشتم
پیشنهاد میکنم، اگه شما هم دوست دارید تو زمینه نویسندگی (درمورد هرچیز) فعالیت کنید، یه سری به شاهین کلانتری بزنید، شاهین کلانتری توی سایتش در قسمت درباره من کلی توضیحات در مورد خودش داده که به نظرم با خوندن اون صفحه در مورد خودش  و کارش کلی اطلاعات دستگیرتون میشه.

 

 

 

پ‌ ن : این پست هنوز تکمیل نشده